جمعى از علما

50

جامع المقدمات ( جامعه مدرسين ) ( فارسي )

غائبهء مؤنّث است از فعل ماضي صحيح وثلاثي ومجرد ومعلوم . ضربت در أصل ضرب بود ( مفرد مذكّر غايب بود ) خواستيم مفردهء مغايبهء مؤنّث بنا كنيم ، تاى ساكنه كه علامت مؤنّث بود در آخرش درآورديم ضربت شد بر وزن فعلت . ضاد فاء الفعل ، راء عين الفعل ، باء لام الفعل ، تاى ساكنه علامت واحدهء مؤنّث ، وضمير هي در أو مستتر است به استتار جايزى ، محّلا مرفوع است تا فاعلش بوده باشد . ضربتا : يعنى بزدند ايشان دو زنان غائبه در زمان گذشته . صيغهء تثنيهء مؤنّث غايبه است از فعل ماضي ، صحيح وثلاثي ومجرّد ومعلوم . ضربتا ، در أصل ضربت بود ( مفرد بود ) خواستيم كه تثنيه بنا كنيم چون به تثنيه رسيديم دو بار مىبايست گفت ضربت ضربت ، زايد بر يكى را حذف كرديم ، عوض از محذوف ، الف كه علامت تثنيه بود در آخرش درآورديم ضربتا شد بر وزن فعلتا . ضاد فاء الفعل ، راء عين الفعل ، باء لام الفعل ، الف ، علامت تثنيه وهم ضمير فاعل است وضمير منفصلش ، هماست . ضربن : يعنى بزدند ايشان گروه زنان غائبه در زمان گذشته . صيغهء جمع مؤنّث غايبه است از فعل ماضي صحيح وثلاثي ومجرّد ومعلوم . ضربن در أصل ضربت بود ( مفرد بود ) خواستيم جمع بنا كنيم ، چون به جمع رسيديم ديديم سه بار مىبايست گفت ضربت ضربت ضربت ، زايد بر يكى را حذف كرديم ، عوض از محذوف ، نون كه علامت جمع مؤنّث بود در آخرش درآورديم ضربتن شد ، تاء دلالت